• جستجو

 

  • نشر بلخ
  • فريدون جنيدي از پژوهش 30 ساله‌اش بر «شاهنامه» گم‌گشته‌ ايرانيان مي‌گويد

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام :  
 
10711 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

فريدون جنيدي از پژوهش 30 ساله‌اش بر «شاهنامه» گم‌گشته‌ ايرانيان مي‌گويد

ايسنا : خبرگزاري دانشجويان ايران - ايران - تهران
در يك خانه‌ي كاملا ايراني، پيرمرد با 66 سال سن، نيمي از عمرش را صرف ويرايش «شاهنامه» كرده و با خود عهد بسته كه زندگي‌اش را صرف فرهنگ ايران كند.
بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در يك عصر زمستاني پاي صحبت‌هاي فريدون جنيدي - پژوهشگر فرهنگ باستان - نشست؛ كسي كه مهم‌ترين دغدغه‌ي زندگي‌اش رساندن نسخه‌ي سره‌ي شاهنامه به دست ايرانيان بوده است. 30 سال روي شاهنامه پژوهش كرده و بيت‌هايي را كه به اعتقاد او به اين ميراث ملي افزوده شده، يافته و بعد از اين همه سال قصد دارد سال آينده حاصل تلاش فرهنگي 30 ساله‌اش را منتشر كند.
از سال 1354 مطالعه بر روي شاهنامه را آغاز كرده و مي‌گويد: بعد از مدت كوتاهي كه شاهنامه را خواندم، دريافتم بيت‌هايي از آن با بيت‌هايي ديگر مطابقت ندارند؛ يعني رويدادي كه در شاهنامه بود، در آينده به گونه‌اي ديگر روايت مي‌شد. همان زمان بدون ويرايش شاهنامه، آن‌ها را در حاشيه‌اش مي‌نوشتم كه مطابقت ندارد. هر چه پيش‌تر مي‌رفتم، مي‌ديدم بيت‌هايي نمي‌تواند از آن شاهنامه باشد.
زماني كه تصميم گرفت روي شاهنامه كار كند، شاهنامه‌ي مسكو تنها نسخه‌ موجود براي تطبيق بود؛ اما او در آغاز كار به آن دست نيافت. هر چه برداشت كرد، درواقع برداشت شخصي‌اش بود كه گمان مي‌كرد آن بيت‌ها براي فردوسي نبوده است.
در همان دوره نوشتن «11 داستان رستم پهلوان» را براي جوانان شروع كرد.
گاهي مي‌ديد ترجمه‌ي بيتي از شاهنامه از خود شعر زيباتر مي‌شود، به‌دليل عشق بسياري كه به فردوسي داشته، سعي مي‌كرد اين بيت‌ها را به نثر برنگرداند؛ چراكه نمي‌خواسته كار او برتر از فردوسي باشد. وقتي كارش را جدي‌تر ادامه داد، فهميد اين بيت‌ها همان بيت‌هايي است كه به فردوسي تعلق ندارند.
مي‌گويد: هرگز نمي‌خواستم كار ويرايش شاهنامه را به‌طور كامل انجام دهم. دوستي به من گفت اگر كل شاهنامه را ويرايش نكني؛ خيانت بزرگي كرده‌اي؛ اين حرف در قلب من كارساز شد و ويرايش آن‌را شروع كردم.
او معتقد است: كسي كه شاهنامه را ويرايش مي‌كند، بايد ابتدا با زبان‌هاي باستاني آشنا باشد؛ زيرا اصل شاهنامه از روي زبان‌هاي پهلوي و اوستايي ترجمه شده است.
"خيلي از اين سردرگمي‌ها به اين دليل است كه بسياري از كساني كه شاهنامه را ويرايش مي‌كنند، زبان‌هاي باستاني را نمي‌دانند. علاوه بر اين كسي كه شاهنامه را ويرايش مي‌كند، بايد فرهنگ ايران باستان را بشناسد؛ چراكه مطالبي در شاهنامه آمده كه به فرهنگ ايران باستان مربوط است."
جنيدي همچنين آگاهي از راز و رمزهاي پنهان شعر فارسي را از ديگر شاخصه‌هاي يك ويرايشگر شاهنامه مي‌داند و ادامه مي‌دهد: اگر كسي كه شاهنامه را ويرايش مي‌كند، شاعري نيرومند باشد، شعرهاي تحريف‌شده را تشخيص مي‌دهد. همچنين چون در شاهنامه از اختر و نجوم سخن بسيار رفته، پژوهشگر شاهنامه، بايد از علم نجوم هم آگاهي داشته باشد.
وي ادامه مي‌دهد: در شاهنامه صحنه‌هاي نبرد و جنگ بسيار زياد است، كسي كه‌ آن‌را ويرايش مي‌كند، بايد از فن‌هاي جنگي هم مطلع باشد.علاوه بر آن يك ويرايشگر شاهنامه، بايد با دشت‌ها، كوه‌ها و شهرهاي ايران آشنا باشد؛ تا اگر در جريان داستان‌ها شعر افزوده‌اي باشد، ناهماهنگي آن‌ها را از اين طريق دريابد.
اين پژوهشگر، آشنايي با انديشه‌هاي ديني ايران باستان را از ديگر ملزومات يك مصحح شاهناهه ياد مي‌كند.
او وقتي تمام اين موارد را بررسي كرده، ديده كه خداوند همه‌ي آن‌ها را به او داده است و اگر او شاهنامه را ويرايش نكند، به فرهنگ ايران خيانت كرده است.
تا امروز هفت بار شاهنامه‌اي را كه در دست دارد، ويرايش كرده؛ همان شاهنامه‌اي كه سال آينده به دست ايرانيان مي‌رسد كه تمام بيت‌هاي افزوده به شاهنامه را دربرمي گيرد و براي هر كدام، پنج دليل براي افزوده بودن آن بيت آورده است.
وي درباره‌ي اين كه چرا به شاهنامه اين همه بيت افزوده شده، معتقد است: ترجمه شاهنامه از متن‌هاي اوستايي و پهلوي به فارسي به فرمان
"انوشه روان محمد بن عبدالرزاق توسي پوربابك خراساني" بوده است كه در اين كار چند نفر شريك بوده‌اند. سپس "ابومنصور معمري" - وزير "ابومنصور" - آن‌را به نثر شيواي فارسي برگرداند. اين كتاب دست به‌دست مي‌شد و ايرانيان آن‌را مي‌خواندند. امروز متاسفانه اصل كتاب در دست نيست؛ تنها مقدمه‌ي شاهنامه ابو منصوري در دست است.
جنيدي ادامه مي‌دهد: پس از كشته شدن ابومنصور عبدالرزاق، "دقيقي" آن‌را به دست مي‌گيرد، ولي مرگ به دقيقي امان نمي‌دهد. زماني كه‌ فردوسي كارش را آغاز كرد، "اميرك منصور" - پسر ابومنصور - به او اعلام ياوري كرد.
جنيدي اكنون مسوول بيناد نيشابور است و در اين بنياد به‌صورت "اقتخاري" - به قول خودش -؛ نه "رايگان" - به قول ما -، زبان‌هاي باستاني و شاهنامه را تدريس مي‌كند.
در سال 58 وقتي آشفتگي بازار فرهنگ ايران را - كه بيشتر به قبل از انفلاب باز مي‌گشت - ديده، به فكر تاسيس سازمان ملي به‌صورت خصوصي مي‌افتد. بنياد نيشابور را تاسيس و تمام زندگي‌اش را صرف آن مي‌كند. با خود عهد كرده كه زندگي‌اش را براي فرهنگ ايران صرف كند. به ايسنا مي‌گويد: كسي كه جان و تنش را فداي ايران مي‌كند، براي كارهاي فرهنگي كه سودش به جوانان ايران مي‌رسد، نبايد چشم‌داشت مالي داشته باشد.
در هر گوشه و كنار خانه‌ي قديمي فريدون جنيدي، عكسي از فرزند از دست‌رفته‌اش به ديوار نصب شده و به آدم‌ها چشم دوخته... سكوت اين خانه كمي آزار‌دهنده است؛ ولي با اين همه پيرمرد تنها نيست، چراكه فرزندان ايران را فرزندان خود مي‌داند و بزرگ‌ترين افتخارش به فرزندان اين مرز و بوم را، تدريس شاهنامه و زبان‌هاي باستاني كه ميراث كهن ما ايرانيان است، عنوان مي‌كند. اين است كه شاگردانش هم احساس پدر و فرزندي را با تمام وجود به اين مرد مي‌رسانند.
كتاب‌خانه‌ي گرد و غبار گرفته‌اش مملو از انبوه كتاب‌هاي زبان‌هاي باستاني است كه سال‌ها روي آن‌ها پژوهش كرده و باورمان نمي‌شود كه در روزگاران گذشته اجداد ما با آن سخن مي‌گفته‌اند؛ چراكه اين زبان، امروز رو به فراموشي است.
او سال‌هاست زبان‌هاي باستاني را تدريس مي‌كند و معتقد است كه دانشگاه‌هاي ما زبان‌هاي باستاني را خوب ياد نمي‌دهند. به همين دليل به آموزش آن‌ها تصميم مي‌گيرد.
جنيدي به خبرنگاران ايسنا مي‌گويد: يك ايراني بايد از ريشه‌ي خود آگاهي داشته باشد. گم‌گشته‌ي ما ايرانيان تنها شاهنامه‌ي فردوسي است، چاره‌ي درد اين مردم براي آگاهي از گذشته‌ي پرافتخارشان اين است كه شاهنامه را بخوانند. اين شده دليل محكمي كه اين پژوهشگر تمام عمرش را صرف شناساندن شاهنامه و آموزش آن به جوانان كند.
او از اين موضوع گلايه دارد كه عرب‌ها به دوران جاهليت خود افتخار مي‌كنند، اما ايرانيان به گذشته‌ي درخشان و پرافتخارشان توجهي نشان نمي‌دهند.
بنياد نيشابور جايي قديمي و كوچك و با امكاناتي نه‌چندان، مكاني است كه او با عشق به ايران و شاهنامه، فرهنگ ريشه‌دار ايران را به جوانان يادآوري مي‌كند و به آن‌ها، آن فرهنگ غني چند هزار ساله را مي‌شناساند.
فريدون جنيدي متولد 1318 نيشابور است كه علاوه بر 30 سال پژوهش بر روي شاهنامه و ويرايش آن، تاكنون 30 جلد كتاب درباره‌ي فرهنگ و تاريخ ايران نوشته است؛ از جمله‌ي آن‌ها: "زندگي و مهاجرت آرياييان برپايه‌ي گفتارهاي ايران"، "فرهنگ واژه‌هاي اوستايي"، "حقوق بشر جهان امروز و حقوق جهان در ايران باستان"، "زمينه‌ي شناخت موسيقي ايراني"، "نامه‌ي فرهنگ ايران"، "داستان‌هاي شاهنامه"، "سرگذشت ايران" است.
علاوه بر اين آثار، جلد دوم "زندگي و مهاجرت آرياييان بر پايه‌هاي گفتارهاي ايران" را با افزوده‌هاي بيشتري با نام "داستان ايران" براي چاپ آماده دارد.
گزارش _ گفت‌وگو از: خبرنگار ايسنا، زينب كاظم‌خواه


  • بنیاد نیشابور