• جستجو

 

  • نشر بلخ
  • پیوندهای دیرپای ایران و ارمنستان ( نویسنده: دکتر داریوش افروز اردبیلی)

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام :  
 
518 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

پیوندهای دیرپای ایران و ارمنستان ( نویسنده: دکتر داریوش افروز اردبیلی)

«این گفتار رهاوردی زیبا، از سفر آقای دکتر داریوش افروز، هموند بنیاد نیشابور به کشور برادر ارمنستان است.»       فریدون جنیدی

پیوندهای دیرپای ایران و ارمنستان

 نویسنده: دکتر داریوش افروز اردبیلی


  هرکه او از همزبانی شد جدا،                                                                          بینوا شد؛ گرچه دارد سد نوا !


کهن­ ترین یاد که در جهان از تیره­ ی اَرمَن شده، داستان دادخواهی ارمانیان ( ارمنیان) از کیخسرو، در شاهنامه ی فردوسی است:

  ز پرده در آمد یکی پرده­دار                                                                             به نزدیک سالار شد هوشیار

 که بر در به پای اند ارمانیان                                                                            سر مرز ایران و تورانیان

  همی راه جویند نزدیک شاه                                                                          ز راه دراز آمده دادخواه...

  کجا خان ارمانش خوانند نام                                                                          وز ارمانیان نزد خسرو پیام


  چنانکه از سروده­ ی فردوسی پیداست، سرزمین نخستین ارمنیان، در آن هزاره­ های بسیار دور، در بالای خراسان و نزدیک مرز توران  (در میانه ­ی دریای مازندران و دریای خوارزم که به نادرست، دریاچه­ ی آرال می­ خوانندش) بود و پسان، ارمنیان به سرزمین کنونی کوچیدند. ارمنیان، از تیره­ های نژاده­ ی ایرانی هستند و در شاهنامه فردوسی، در چند جای دیگر، از ایشان یاد شده است. در پایان روزگار ساسانیان نیز، در کنار رستم فرّخزاد، از سردار ارمنی یاد می­ شود و این همه، پیوستگی دیرینه ­ی ارمنیان و دیگر ایرانیان را باز می­ نماید.

  در سفری چند روزه به ارمنستان، با شگفتی بسیار دریافتم که نام­ های جغرافیایی بسیاری در ارمنستان ریشه­ ی فارسی دارند و یا آشکارا، نام فارسی هستند و کنجکاوانه، به گردآوری نام­ های یادشده پرداختم.

  درباره ی انبوه واژه­ های پارسی در زبان ارمنی _ که خود از زبان­ های ایرانی است_ کتاب­ های چندی چاپ شده که بهترین کتاب در این باره « فرهنگ واژه­ های همانند ارمنی – اوستایی، پهلوی، فارسی» ترجمه و نگارش ادیک مهرابی (آرین) است که بر پایه­ ی فرهنگ ریشه شناسی ارمنی « هراچیا آجاریان» زبان شناس بزرگ ارمنی نوشته شده است. (چاپ شده در نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور – سال 1363 )

    این گفتار، ویژه ی بررسی نام­ های جغرافیایی پارس یا دارای ریشه­ ی پارسی است. در ایروان _ که ارمنیان یِرِوان می­ خوانندش_ نام های چندی از خیابان­ ها و کوچه­ ها و میدان­ ها پارسی است؛ همانند شاهینیان، امیریان، باباجانیان، نال بندیان (نعلبندیان)، شاه امیریان، خانزادیان، کوچک، زُهراب (مهراب)، ... که از این دست نام­ ها سخنی نخواهیم گفت. نکته­ ی مهرافزا آن است که در ایروان نام دو خیابان به نام­ های فردوسی و نظامی است و همین، نشانه ­ی آزرم ( احترام ) ارمنیان به سرایندگان ایرانی است.

 نام­ های جغرافیایی را که بررسی خواهیم کرد، در چند گروه می­ توان گنجاند:

الف- نام ­های که هم در ارمنستان و هم در ایران روان هستند.

ب- نام­ هایی که هر دو بهر یا هر سه بهر آنها پارسی است و تنها در ارمنستان روان هستند.

پ- نام­ هایی که بهری از آنها پارسی و بهری دیگر ارمنی است.

الف- نام­ هایی که هم در ارمنستان و هم در ایران روان هستند.

1- اردهان: نام شهری در ارمنستان غربی که اکنون در خاک ترکیه است؛ در ایران، اردهن ( با افتادن «الف» از هان ) نام دژی در نزدیکی ری بود که به دست اسماعیلیان افتاده بود و اکنون نشانی از آن نیست؛ نیز، اردها ( با افتادن «ن» پایانی ) نام روستایی در سراب و اردهال ( با دگرگونی «ن» به « ل» ) نام روستایی در کاشان است. 

« ارد » در بخش نخستین نام، ایزد پاکی و راستی و نگهبان خانواده در آیین زرتشتی و در معنی گسترده تر به معنی سپند (مقدّس) است. این پیشوند در نام­ های اردبیل، اردکان یزد، اردستان سپاهان، اردَغِش نیشابور، ارده رضوانشهر، اردلان قیدار، اردل چهارمحال و بختیاری، اردمه نیشابور، اردهین گرماب (زنجان) دیده می­ شود.

پسوند « هان» به معنی جایگاه ( روستا یا شهر) و اردهان روی هم به معنی شهر سپند می­ باشد. پسوند هان در نام­ های ماهان کرمان، ورگهان اهر، دهان سوران (بلوچستان)، جوهان کردستان غربی (عراق)، کوهان شاهرود، سبهان دامغان، درگهان قشم، چاهان بنت (بلوچستان) دیده می­ شود.

2- سراوان : نام روستایی بزرگ در استان وایوتس زور ارمنستان است. در ایران، سراوان، نام شهری در بلوچستان و نیز، نام روستایی در نزدیکی سنگر لاهیجان است. سر در بخش نخستین این نام، به معنی جایگاه، در نام­ های بسیاری از روستاها و شهرها دیده می­ شود؛ همچون: رامسر، رودسر، پره­ سر گیلان، کله­ سر اردبیل، روانسر کرمانشاه، سرایان فردوس، سراب، بابلسر، چابکسر!  

« ا » پس از سر در نام سراوان، میانوند (پیوند دهنده دو بخش) است و پسوند « وان » به معنی جایگاه است که در نام­ های بسیاری از روستاها و شهرها دیده می­ شود؛ همچون: نخجوان، قیروان، خروان تبس ( طبس می ­نویسندش!)، لیقوان تبریز، جزاوان آب­ بر( زنجان)، کندوان میانه و تبریز، لاوان دریای پارس، شیروان خراسان، مریوان کردستان، سیروان کردستان، کردوان گرمسار، دوان بوشهر، گیلوان زنجان، گریوان بجنورد، کیوان خداآفرین، زردوان کلیبر، مینجوان خدا­آفرین، شیشوان عجب شیر!

پس، هر دو بخش سراوان به معنی جایگاه است؛ و اگر خواهیم که بدانیم چرا یک نام، در پیشوند و پسوند یگانه است، می­ باید به واژه­ های برابر در زبان فارسی بنگریم: جایگاه، دهکده، دهستان، بیشه ­زار، دشتستان، کوهستان، کوهسار، جنگل ­زار، شهرستان، خانقاه!

3- دلیجان : نام شهری در استان تاووش ارمنستان است. در ایران، دلیجان، نام شهری در استان مرکزی و نام سه روستا در لاهیجان و نام دو روستا در گوراب صومعه­ سرا و شاندرمن تالش است. برکامه­ ی آنچه در نگاه نخست به ذهن می­ آید، نام دلیجان با نام دلیجان (گردونه در زبان فرانسوی که در روسی کالسکه خوانده می­ شود) پیوندی ندارد. 

  پیشوند دلی در این نام، به معنی جایگاه است و در نام­ های دلیگان سپاهان، دلیواندان فومن، دلی ( نام پنج روستا در بهبهان و گنبد قابوس و شهرکرد و اهواز) و با اندک دگرگونی، در دلگان ایرانشهر، دلگان چابهار، دلگون بهبهان، دلگان نگور (بلوچستان) دیده می­ شود.

  پسوند جان در این نام، باز به معنی جایگاه است و در نام­ های لاهیجان، سیرجان، برازجان، لنجان میرجاوه، لاریجان خدا­آفرین، کمیجان اراک، هندیجان خوزستان، فلاورجان سپاهان، منوجان کرمان، لوته­ جان خدا­آفرین، رفسنجان دیده می­ شود.[1]

 پس، هر دو بهر دلیجان، به معنی جایگاه است که در نام سراوان بدان پرداخته شد.

4- مارالیک : نام روستایی بزرگ در استان شیراک ارمنستان است؛ در ایران، مارلیک نام تپّه­ ی باستانی پر آوازه­ ای در 14 کیلومتری رودبار گیلان است. پیشوند مار در نام مارلیک، دگرگون شده­ ی مان و به معنی جایگاه است. مار در نام­ های لومار ایلام، بینَمار اردبیل، سومار کرمانشاه، رود زنگمار ماکو، دیزمار خدا­آفرین، کلاته اومار زابل دیده می ­شود؛ امّا، معنی پسوند لیک روشن نیست و درباره ­ی آن داوری نمی­ کنم. 

5- گَرگَر : نام دژی باستانی در استان لوری ارمنستان است. در ایران، گرگر نام بخشی از شهری بود که در گذشته علمدار گرگر خوانده می­شد و اکنون « هادی­شهر» نام گرفته است. همچنین بقعه بابا گرگر و چشمه بابا گرگر را در قُروه­ ی کردستان داریم. همچنین است گرگر کامیاران و گرگر شادگان (خوزستان) ! 

  گر در پارسی کهن به معنی رشته کوه است و گرگر کوه ­های بزرگ منطقه را نشان می­ دهد. پیشوند و پسوند گر، در نام­ های مزگر کلیبر، گریگان مشهد، گریوان بجنورد، گرگان زرآباد (بلوچستان)، گرکان آشتیان دیده می­ شود.

6- داراناک : نام روستایی در استان گگارکونیک ارمنستان است. در ایران، دارانا نام روستایی در شهرستان خدا­آفرین (آذربایجان شرقی) است. در شکل کهن واژه­ هایی همچون داناک، بویاک، پروانک، «ک» پایانی دیده می­ شود که در گذرزمان و با سوده شدن واژه­ ها، «ک» پایانی افتاده است؛ امّا، در زبان ارمنی- که به ریشه نزدیکتر است- «ک» پایانی همچنان دیده می ­شود. دارانا از دو بهر «داران» (به معنی درختان) و « ا » (پسوند سازنده­ی اسم فاعل) پدید آمده و روی­هم جایی است که درختان بسیار دارد. در نام­ های دارآباد تهران، داران سپاهان، دارین تبس، داران جلفا، داراب بستان آباد، داروکان نیک­شهر، پیشوند «دار» دیده می­ شود. 

7- گَوار :نام مرکز استان گگارکونیک ارمنستان است که کَوار نیز خوانده می­ شود. در ایران، گَوار نام روستایی در کلیبر (آذربایجان شرقی) و نام روستایی در نزدیکی اراک و نیز، کوار نام شهری در نزدیکی شیراز است. 

   این نام از پیشوند «گ» یا «ک» - که از سودگی بسیار، معنی آن دانسته نیست- و پسوند «وار» در نام­های گلشوار دهبارز (هرمزگان)، دلوار بوشهر، وارمی ساری و نیز در واژه­ ی دیوار و به گونه­ ی کوتاه شده­ ی «ور» در نام­ های مرور میبد، شنگاور رضوانشهر، ورکات اسپکه (بلوچستان)، وری کیاسر (مازندران)، ورین دلیجان، ورازان کجور (مازندران) دیده می­ شود.

8- اوجان :نام روستایی در استان آراگاتسون ارمنستان است؛ در ایران، اوجان، نام گذشته­ ی شهری بود که اکنون بستان­ آباد (در نزدیکی تبریز) خوانده می­ شود. 

  اوجان از دو بخش «او» (برگرفته شده از هو پهلوی به معنی نیک و خوش) و جان ( پسوند جایگاه) پدید آمده و رویهم به معنی جایگاه خوب و خوش است.

   پسوند جان را بررسی کردیم. پیشوند «او» در نام­ های اوزان خدا­آفرین، اوغان سراب، اوغاش خدا­آفرین، اورازان تالقان، اوچان تالقان، اوگینک اسپکه (بلوچستان) دیده می­ شود.

زینهار به فرهنگستان زبان و ادب فارسی : از روزگار پهلوی نخستین، دگرگون کردن نام­ های جغرافیایی آغاز شد و پس از انقلاب، روندی بسیار شتابنده به خود گرفت؛ برای نمونه سنگسر به مهدی­شهر، علمدار گرگر به هادی­شهر، بخش شرقی تبرستان به گلستان، شاهرود (خلخال) به امامرود، سنجبد به کوثر، کهک به نوفل لوشاتو، شاهگلی تبریز به ایل گلی، خولنجان به زیباشهر، . . . و نیز، کمابیش در همه­ ی شهرها، نام بسیاری از خیابان­ ها و میدان­ ها و محلّه­ ها دیگر شده است. باید بدانیم که نام­ های جغرافیایی و تاریخی، سند هویّت و شناسنامه­ ی هر جایی هستند و دگرگون کردن نام­ های یاد شده، مایه­ ی خدشه­ دار شدن و گاه، از دست رفتن هویّت آن جای می­ شوند؛ باید از دگرگون کردن نام­ های جغرافیایی و تاریخی دست برداشته و نام­ های کهن و تاریخی به جای خود بازگردانده شود.

9- شمیرَم : نام روستایی در استان آراگاتسون ارمنستان است. در ایران، شمیرم نام روستایی در نزدیکی ساوه و نیز، نام دژی در هرات (ایران شرقی که با نام افغانستان می­ شناسیمش!) بود که گویا، اکنون نشانی از آنها نیست. 

  شادروان احمد کسروی تبریزی، در کتاب نام شهرها و دیه­ های ایران، شمیرم را از دو بخش شمی ( به معنی سرد) و رم (پسوند جایگاه) می­داند؛ پس، شمیرم به معنی روستا یا شهر سرد است. نام­ های سمیرم سپاهان، دژ شمیران تارم (اکنون از میان رفته)، شمیران تهران، سمیران اسدآباد (همدان) نیز، همگی با اندک دگرگونی، همان نام هستند.

   پیشوند رام (یا رم) در نام­ های رامهرمز (خوزستان)، رامشیر خوزستان، رامجین هشتگرد، رمچاه قشم،  و پسوند رم در نام­ های اهرم بوشهر و قلعه رم زاهدان دیده می ­شود. واژه­ ی Room انگلیسی به معنی اتاق، از همین ریشه رم است.

10- سردار آپات : نام دژی باستانی در استان آرماویر ارمنستان است. آپات، تلّفظ واژه­ ی آباد در زبان­ های ارمنی و پهلوی است. در ایران، سردارآباد نام ده روستا در شهرستان­ های اندیکا (مسجد سلیمان)، بوکان، خرّم آباد، دلفان (لرستان)، سیاهکل (گیلان)، شوشتر، کلیبر، صحنه (کرمانشاهان)، کبودرآهنگ (همدان)، کوهرنگ (چهارمحال و بختیاری) و نیز، نام کاریزی در فریمان است. همچنین نام شهرستانی در ترکمنستان (سرزمین کهن مرو، خوارزم) سردارآباد است. 

   درباره سردار، به سخن بیش نیاز نیست. پسوند آباد، در نام ­های بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، همچون سروآباد کردستان، خرّم آباد، دولت آباد سپاهان، نیک آباد سپاهان، . . . دیده می­­ شود.

11- تالیش : نام روستایی، در قره­ باغ کوهستانی ارمنستان است. در ایران، تالش نام شهرستانی در گیلان و نیز، تالش شمالی در خاک جمهوری آران – که به نادرست، جمهوری آذربایجان خوانده می­ شود- است. معنی نام تالش دانسته نیست. در چندین جای دیگر ایران، روستاهایی با نام تالش هست. تالشیان از گروه­ های نژاده­ ی ایرانی هستند. 

12- اَسِکران : نام شهری در قره باغ کوهستانی ارمنستان است. در ایران، عسگران نام یک بخش در شهرستان تیران و کرون (استان سپاهان) است. آشکار است که این نام باید به گونه­ ی اسگران نوشته شود و با عسکر – که تازی شده­ ی واژه­ ی پارسی لشکر است- پیوندی ندارد. 

   در نام­ های اشکور (نام سه دهستان رودسر) و اشکذر یزد، پیشوند اسک با دگرگونی «س» به «ش» دیده می­ شود. اسک به گونه ­ی پسوند، در نام­ های جاسک هرمزگان، راسک بلوچستان، اسک بنت ( بلوچستان)، توتسک نهبندان (خراسان)، آیسک بیرجند، ارسک بشرویه (خراسان)، ورسک فیروزکوه، لمراسک بهشهر، ماروسک نیشابور دیده می­ شود و آنچنان که پیداست، اسک یا اشک، به­ گونه­ ی پیشوند و یا پسوند، به معنی جایگاه است.

   پسوند «ران»، در نام اسکران نیز، به معنی جایگاه است و در نام­ های تهران، شمیران، لنکران تالش شمالی، انبران اردبیل (به گونه ­ی عنبران می­ نویسند!)، بیساران سنندج، کامیاران کردستان، کوزران کرمانشاه، اسران خدا­آفرین، داران سپاهان، گوهران خوی، داران جلفا، کندران جلفا، کندران چارک (هرمزگان)، سهران جاسک، انگهران میناب، هیران اردبیل (به گونه­ ی حیران می ­نویسند!)، سوران بلوچستان دیده می­ شود.

   پس هر دو بهر اسکران به معنی جایگاه است که در نام سراوان بدان پرداخته شد. 

13- سیسیان : نام یک شهر و یک رود در استان سیونیک ارمنستان است. این نام، درست همان «سیستان» پارسی است و تنها، پسوند تان ( به  معنی جایگاه) به یان ( به معنی جایگاه) دیگر شده است و همچنان که خواهیم دید پسوند یان در بسیاری از نام­ های جغرافیایی ارمنستان دیده می­ شود. روستای «سیس» نیز، روستایی باستانی در دهگلان کردستان است و نیز. سیس شهری کوچک در نزدیکی شبستر است. سیسان نیز، روستایی در نزدیکی بستان ­آباد است. 

14- داستاکِرت : نام شهری خُرد در استان سیونیک ارمنستان است. داستاکرت، تلّفظ دستکرد (= دستگرد) در زبان ارمنی است. در ایران، شهرها و روستاهای بسیاری، نام دستگرد یا دستجرد دارند؛ از آن میان است: دستجرد خروانق (آذربایجان شرقی)، دستگرد برخوار (سپاهان)، دستگرد شهرکرد، دستگرد تیسفون ( اکنون در عراق، ویرانه­ هایش را به نام دستکرۃ می­شناسند)، دستگرد خیار (سپاهان)، دستگرد بیرجند، دستگرد قم، دستگرد میناب. 

   در گذشته، روستاها یا شهرهایی را که در زمین­ های هموار، با کندن و کارِ دستی می­ ساختند، دستکرد (= دستگرد) می­ نامیدند. همچنین، کرد (یا گرد) پس از نام کس، به معنی آن بود که پایه­ گذار شهر یا روستا، آن کس می­ باشد. از این دسته است : سیاووشکرد (شهری که سیاووش در توران ساخت)، بیژن­گرد (که اکنون با نام بجنورد می­ شناسیم)، بروجرد (ویروگرد)، دارابگرد ( تخت جمشید کنونی)!

15- چیناری : نام روستایی در استان تاووش ارمنستان است. در ایران، چناری، نام روستایی در نزدیکی نهاوند است. همچنین، چنار نام هشت روستا در شهرهای کاشان، خرّم آباد، کلات (مشهد)، دماوند، مه­ولات (مشهد)، تارم زنجان، خمین، آباده است. از همین دسته است نام­ های : چناره مریوان، چناران خراسان، باغ­ چنار بندرعباس، دم چنار سی­ سخت (کهگیلویه و بویراحمد)، تنگ چنار مهریز ! و پیداست که همگی این نام­ ها، با نام درخت چنار پیوند دارند. 

16-  نال بندیان (نعل بندیان) : نام روستایی در استان آرماویر ارمنستان است. در ایران، نعلبندان نام روستایی در نزدیکی رباط­ کریم تهران و نیز قیدار زنجان است. ابزار آهنی که به زیر سم اسب یا استر یا خر می­ بندند، در پهلوی نال و در پارسی کنونی نعل خوانده می­ شود. در آذربایجان، هنوز هم نال گفته می ­شود. نالبند (نعلبند) کسی است که نال می­­ بندد. یان در نام نال­بندیان پسوند جایگاه است که بدان پرداخته خواهد شد. «ان» در نام نعلبندان نیز پسوند جایگاه است. 

17- دوین : نام تختگاه کهن ارمنستان شرقی که اکنون ویرانه­ هایشان در استان آرارات ارمنستان برجای است. در نزدیکی دوین باستانی، روستایی به نام دوین نیز هست. در ایران، دوین نام دو روستاست: یکی دوین شیروان (خراسان شمالی) و دیگری دوین مشهد! 

   پسوند وین در نام دوین به معنی جایگاه است که بدان پرداخته خواهد شد؛ امّا، از سودگی بسیار، معنی پیشوند «د» دانسته نیست.

   گفتنی است در پی درگیری­ های بسیار، ارمنستان در میان ایران و روم بخش شد: ارمنستان غربی در دست روم که تختگاهش ارزنجان بود. ارمنستان شرقی در دست ایران که تختگاهش دوین بود. در نوشته­ های تازی، از دوین با نام دبیل یاد می­ شد.

18- وان : نام تختگاه واسپورگان[2] ارمنستان بود که اکنون در خاک ترکیه است. وان نام شهری و دریاچه­ ای در ترکیه است. در ایران، وانا نام روستایی در لاریجان (آمل) است. پسوند « ا » در نام وانا، پسوند سازنده ­ی اسم فاعل است. وان پیشوند جایگاه است که بدان پرداخته شد. 

* * *

ب- نام هایی که هر دو بهر یا هر سه بهر آنها پارسی است و تنها در ارمنستان روان هستند.

1- آخوریان :نام دو رودخانه و یک دریاچه و یک روستا (در نزدیکی رود آخوریان) در ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از سه بخش «آ» (پیشوند تأییدکننده ­ی معنی) و خور ( به معنی خوراک) و یان (پسوند جایگاه) پدید آمده و روی­ هم به معنی رودخانه یا دریاچه­ ی دارای ماهی (خوراک) است.

   در نزدیکی سمنان، روستایی به نام خوریان داریم که به این نام بسیار نزدیک است. واژه­ ی خور در نام­ های خورشا ورزقان، خورخور ورزقان، خورخوره زنجان و سنندج، خورهه دلیجان، خوارسگان سپاهان، خورزوق سپاهان، خورسند شهر بابک، خورخان بوشهر، خورس دامغان، خور دورق شادگان دیده می­ شود.

   پسوند جایگاه «یان» در هزارکانیان دیواندره، درویان دیواندره، جاروسیان اراک، اندریان تویسرکان، ویان کبودرآهنگ، آشتیان، کاسیان لرستان، ویسیان خرّم آباد، کلیان اردبیل، مریان تالش، خانیان شیرود (ساری)، رویان آمل، پاچیان قم، ولیان هشتگرد، لتیان تهران، فاویان سپاهان، زنگیان جیرفت، جیان شیراز، داریان شیراز، کاریان شیراز، کردیان باخرز، پریان سمنان، بامیان ایران شرقی، دلازیان سمنان، سوریان فارس، مایان تبریز، شربیان بستان­ آباد، سرایان تون (خراسان)، کالیان کرمانشاه دیده می­ شود.

2- شیراک :نام استانی در شمال غربی ارمنستان است. چنین می­ نماید که بخش نخستین نام «شی» همان واژه­ ی اوستایی است که به معنی نشستن و جای گرفتن است و همان است که در نام شیراز دیده می­ شود. درباره بهر دویم نام داوری نمی­ کنیم.

3- آشوتسک : نام روستایی در استان شیراک ارمنستان است. این نام از دو بهر آشوت (نام چند تن از پادشاهان باگراتونی ارمنستان) و سک (پسوند جایگاه که پیشتر بررسی شد) پدید آمده است.

4- مارماشِن : نام بنایی تاریخی در شیراک ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از سه بهر مار (پیشوند جایگاه)، ما (میانوند) و شِن (پسوند جایگاه) پدید آمده است.

   پیشوند مار در نام مارلیک بررسی شد. پسوند شن یا شان در نام­ های بسیاری دیده می­ شود؛ همچون: بجوشن ورزقان، شانجان شبستر، بابارشانی بیجار، بدخشان ایران شرقی، لوشان رودبار، کوشان هیدوج (بلوچستان)، خبوشان ( نام کهن قوچان)، کریشان خدا­آفرین، ندوشن یزد، کاشان، شاندرمن تالش، شاندیز، کوشان.

5- هُرُم :نام روستایی در شیراک ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر هو ( در پهلوی به معنی نیک) و رم ( پسوند جایگاه که در نام شمیرم بررسی شد) پدید آمده و بر روی­ هم به معنی جایگاه نیک است.

6- ساناهین :نام بنایی تاریخی در استان لوری ارمنستان است. چنین می ­نماید که این نام از سه بهر «سان» (پیشوند جایگاه) و « ا » (میانوند) و هین (پسوند جایگاه) پدید آمده است و هر دو بهر نام، به معنی جایگاه است.

   سان در سانیچ تفت، رغاسان گناباد، رواسان، لواسان، کوسان دیده می­ شود. پسوند هین در نام­ های گواهین ماهشهر (خوزستان)، کوهین قزوین، کوهین گل­ تپه (همدان)، اردهین گرماب (زنجان)، فرمهین اراک دیده می­ شود.

7- کایان : نام روستایی در استان تاووش ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر کا (کوتاه شده­ ی کان = پسوند جایگاه) و یان (پسوند جایگاه) پدید آمده است. پس هر دو بهر نام، به معنی جایگاه است. پیشوند کان در نام کاپان (مرکز استان سیونیک) نیز دیده می­شود.

   پسوند کان در نام ­های چندوکان قصرقند (بلوچستان)، اردکان یزد، مشکان پیرانشهر، بشکان بافق، بوشکان اهرم (بوشهر)، شامکان سبزوار، دادکان ده رئیس (بلوچستان)، لدخوکان ده رئیس، رمکان قشم، رشکان اورمیه دیده می ­شود. پیشوند کوتاه شده ­ی کا نیز در نام­های کارتا ایذه، کالیان قلعه (کرمانشاه)، کامیان شول­ آباد (لرستان)، کالدان تلنگ (بلوچستان)، کاریان شیراز، کاروان زرآباد (بلوچستان) دیده می ­شود.

8- خوراناشات : نام بنایی باستانی در استان تاووش ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از سه بهر خور ( گونه­ ی پهلوی واژه­ ی فرّ در فارسی امروز) و میانوند «انا» و شات (شاد) پدید آمده و روی­ هم به معنی فرّ شاد است.[3]

   شاد در نام­های شادباد تبریز، کلیشاد سپاهان، باغ­شاد نیریز، گیوشاد بیرجند، شادمهرک نیشابور، گندم شاد باخرز، دشت شاد رضوان (خراسان شمالی)، منشاد مهریز یزد دیده می­شود.

9- سِوان : نام رشته کوهی و دریاچه ­ای و شهری در استان گگارکونیک ارمنستان است. این نام از پیشوند س ( که از سودگی بسیار، معنایش دانسته نیست) و پسوند جایگاه وان پدید آمده است.

10- واهان : نام روستایی در استان گگارکونیک ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر وا (کوتاه شده­ ی وان به معنی جایگاه) و پسوند جایگاه هان پدید آمده است.

11- آژداهاک : نام کوهی در استان گگارکونیک ارمنستان است. همچنان که استاد فریدون جنیدی در کتاب گرانسنگ « داستان ایران بر بنیاد گفتارهای ایرانی» نوشته ­اند، اژدها نامی بود که پیشینیان ما به آتشفشان داده بودند. به گمان بسیار، از آنجا که کوه یاد شده در روزگاران گذشته، خروش آتشفشانی نشان می ­داده، چنین نامی گرفته است.

12- هِرازدان : نام رودخانه ­ای و شهری بزرگ در استان گگارکونیک ارمنستان است. در ایران، هراز نام رودخانه­ ای و شهری در مازندران است. معنای هراز دانسته نیست. دان در نام هرازدان پسوند جایگاه است و در نام­ های دودان خداآفرین، مهمدان کلیبر، هوشدان بندرعبّاس، همدان، وردان سلماس، آرادان گرمسار، کمندان ازنا، دودان پاوه، بردان دارخوین، آرندان سنندج، وزندان فامنین (همدان)، جوزدان سپاهان دیده می­ شود.

13- هانکاوان : نام روستایی در استان کوتایک ارمنستان است. این نام از سه بهر هان (پیشوند جایگاه) و کا (میانوند) و وان (پسوند جایگاه) پدید آمده است.

14- مارماریک : نام رودخانه­ ای در استان کوتایک ارمنستان است. پیداست که این نام به معنی «مانند مرمر» است؛ به گمان بسیار، از آنجاکه بستر رودخانه سفید است، چنین خوانده شده است.

15- تِیژ :نام کوهی در استان کوتایک ارمنستان است. این واژه پهلوی است و همان است که در فارسی امروز «تیز» خوانده می­ شود. در آذربایجان و خراسان هنوز هم واژه­ ی تیز به صورت Tez (تِز) تلّفظ می­ شود. به گمان بسیار، از آنجاکه چکادها و یالهای کوه تیز هستند، چنین نامی گرفته است.

16-  تالین :نام شهری در استان آراگاتسون ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر تا (پیشوند جایگاه) و لین (پسوند جایگاه) پدید آمده است. دالین (روستایی در نزدیکی شیراز) بسیار به نام این شهر ماننده است. پیشوند تا در نام­ های تارم زنجان، تالش گیلان، تاکر بلده (ساری)، تاسکوه ماسال و پسوند لین در نام ­های جلین علی­ آباد (گرگان)، کلین حسن­ آباد (تهران) دیده می­ شود.

17- باگاران :نام روستایی در استان آرماویر ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از سه بهر باگ (= بغ = ایزد و یا سپند) و ا (میانوند) و ران (پسوند جایگاه) پدید آمده است و شاید، از آنجاکه روستا نزدیک به کوه آرارات است که نزد ارمنیان گرامی و سپند می­ باشد، روستا چنین نامی گرفته است. پیشوند باگ یا بغ در نام­ های بغداد، بغلان (ایران شرقی)، بغدخت (=بیدخت) خراسان، بغستون (= بیستون) کرمانشاه، باگاوان آران ( که در گذر زمان به باکو دیگر شده است) و با اندکی دگرگونی در فغستان گلپایگان و بجستان گناباد دیده می­ شود.

18- وَرداشِن : نام روستایی در استان آرماویر ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر وَردا ( در پهلوی به معنی گُل) و شِن (پسوند جایگاه) پدید آمده و روی­ هم به معنی گلستان است.

   وردا یا ورد در نام­ های ورداورد تهران، وردیج کن، وردان سلماس دیده می­ شود.

19- اُشاکان : نام بنایی تاریخی و نیز نام شهری در استان آراگاتسون ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از سه بهر اُش (= هوش = خانه یا جایگاه) و ا (میانوند) و کان (پسوند جایگاه) پدید آمده است.

   پیشوند اُش در نام ­های اشنویه و اشکوئیه دیده می­ شود.

20- خورویراب : نام یکی از زیارتگاه­ های ارجمند ارمنیان در نزدیکی دامنه­ ی کوه آرارات است. بر پایه­ ی تاریخ­ های ارمنی، گریگور- که ارمنیان بدو برنام روشنگر داده ­اند- در پی احترام نکردن به ایزد بانوی آناهیتا، به دستور تیرداد سیوم، پادشاه ارمنستان، در سیاهچالی در خورویراب زندانی شد و پس از گذشت زمانی، دیگر به او آب و خوراک هم ندادند؛ تا بمیرد. امّا، پیرزنی که به آیین ترسایی گرویده بود، هر روز پنهانی گرده نانی و آبی به سیاهچال می ­انداخت؛ بی آنکه از زنده یا مرده بودن گریگور آگاهی داشته باشد. پس از سیزده سال، تیرداد سیوم به سختی بیمار شد و پزشکان درمانش ندانستند. خواهر تیرداد به خواب دید که گریگور زنده است و تنها اوست که می­ تواند تیرداد را بهبودی بخشد. گریگور را رها کردند و او تیرداد را بهبودی بخشید و از آن پس، ارمنیان همه به آیین ترسایی گرویدند.

   در نوشته­ های ارمنی، خورویراب (یا خورویراپ) را سیاهچال ژرف معنی کرده ­اند؛ امّا، چنین معنایی از واژه برنمی­ آید و پیداست که از روی داستان، چنین معنایی درآورده ­اند.

   چنین می ­نماید که خورویراب از سه بخش خور ( خوراک) و ویر ( در ارمنی هم به معنی مرد و هم به معنی پهلوان) و اب پدید آمده و روی­هم به معنی « آب و خوراک به مرد رساندن» است.

21- آرتاشات :نام شهری در استان آرارات ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از سه بهر آرت (= ارد = سپند) و ا (میانوند) و شات (شاد) پدید آمده و روی­ هم به معنی شاد و سپند است.

22- خُسروو : نام دو منطقه ­ی محافظت شده در استان آرارات ارمنستان است. خسرو در پهلوی هوسرَو (= نیک سروده شده) بود که در نام ارمنی به گونه­ ی پهلوی بسیار نزدیک است.

23- سورِناوان : نام روستایی در استان آرارات ارمنستان است. سورنا نامی ایرانی است و از جمله، نام سردار بزرگ اشکانی است که سپاه کراسوس رومی را به سختی درهم شکست. وان نیز پسوند جایگاه است. در سنقر هم «سورن­ آباد» داریم.

24- سِلیم کاروانسرای : نام بنایی تاریخی در استان وایوتس زور ارمنستان است. پیداست که سِلیم نام شخص است.

25- شاتین : نام روستایی در استان وایوتس زور ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر شا (کوتاه شده ­ی شان = پیشوند جایگاه) و تین (پسوند جایگاه) پدید آمده است و هر دو بهر نام اشاره به جایگاه دارند.

   تین در نام­های باشتین سبزوار، بستین ماهشهر، تین کلیبر، بساتین عسلویه، آشتین کرمان دیده می­شود.

26-  لَنجَر،لان­جار : نام روستایی در استان آرارات ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر لَن (پالان) و جَر (یا جار) پدید آمده و هر دو بهر نام به معنی جایگاه است.

   لن یا لان در نام­ های لنجوان جلفا، سبلان اردبیل، بلان سپاهان، اردلان قیدار، دوبلان شهرکرد، کندلان سقّز، کلان ایلام، دالان اهواز، لنجان میرجاوه، ولان خاش، سولان قلعه گنج (کرمان)، بنگلان سرگز (هرمزگان)، لنجان سپاهان، آلان مهربان (سراب) دیده می­ شود.

   جر یا جار در نام­­های بیجار کردستان، قجره اردبیل، قجرق شبستر، تجرک همدان، بنجار زابل، تجره خوانسار، انجران اراک، وارجارگاه چابکسر دیده می­شود.

27- آرتاوان :نام روستایی در استان وایوتس زور ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از سه بهر آرت (= ارد = سپند) و ا (میانوند) و وان (پسوند جایگاه) پدید آمده و به معنی جایگاه (روستای) سپند است.

28- اسپانداریان :نام دریاچه ­ای در استان سیونیک ارمنستان است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر اسپاندار (= اسپندار= اسپند یا اسفندیار) و یان (پسوند جایگاه) پدید آمده و به معنی جایگاه سپند است.

   اسپندارمذ، پنجمین امشاسپند از امشاسپندان (مهین فرشتگان) دین زرتشتی است که در فارسی امروز اسفند خوانده می­ شود.

29- بَرگُشاد : نام رشته کوهی در استان سیونیک ارمنستان است. پیداست که این نام، به معنای «پهنای گشاد» است و شاید از آنجاکه بَر (پهنای) رشته کوه بسیار گسترده است، چنین خوانده شده است.

30- کاجاران : نام شهری در استان سیونیک ارمنستان است. این نام از سه بهر کاج (نام گونه ­ای درخت) و ا (میانوند) و ران (پسوند جایگاه) پدید آمده است و به معنای کاجستان است.

   در ایران، دست کم نام پنج روستا در شهرهای رزن (همدان) و اردل و شهرکرد و سپاهان و قم «کاج» است. نیز، کویرکاج را در عشق ­آباد (تبس) و کاجستان را در لیسار تالش داریم.

31- سرسنگ : نام دریاچه­ ای در قره­ باغ کوهستانی ارمنستان است. معنای نام پیداست !

32- شاهومیان :نام دو روستا و یک استان در ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از سه بهر «شاه» و «و» (پسوند تصغیر) و میان (پسوند جایگاه) پدید آمده و روی­ هم به معنای جایگاه شاه کوچک است.

   شاه را در شاه مار جلفا و باغشاهی ساوه و شاهرود خلخال و شاهو پاوه و شاه­ نشین اردبیل و شاهدشت بستان (خوزستان) و شاهرخت حاجی ­آباد (خراسان جنوبی) و پسوند میان را در نام­ های ده­ میان لار و میان­ رود اراک و میان­ راهان کرمانشاه و رامیان گرگان و کامیان ازنا و میان­ لات رامسر و میان­ هانه رامسر می­ بینیم.

33- آرتوین :نام شهری در ارمنستان غربی که اکنون در خاک ترکیه است. چنین می­ نماید که این نام از دو بهر آرت (= ارد = سپند) و وین (پسوند جایگاه) پدید آمده و به معنای شهر سپند است.

   درباره پیشوند ارد پیشتر سخن گفته شد. پسوند وین در نام­ های آوین میانه، اِوین تهران، گوین بندر خمیر، پنجوین کردستان غربی، دارخوین امیدیه (خوزستان)، سوین­ خاش، وینسار قروه، آوین بندر خمیر، قزوین دیده می­ شود.


***

پ- نام ­هایی که بهری از آنها پارسی و بهری دیگر ارمنی است.

1- هایاستان : نام کشور ارمنستان در زبانِ مردم این کشور است. مردم دیگر کشورها، مردم ارمنستان را ارمنی و کشورشان را در ایران ارمنستان و در دیگر کشورها اَرمِنیا می­ گویند؛ امّا، خودشان یک تن ارمنی را « های » و در جمع « هایِر » و زبانشان را « هایِری » و کشورشان را هایاستان می­ گویند؛ نیز، کشور همسایه ­شان، گرجستان را « وِراستان» می ­گویند و از آنجاکه در زبان­شناسی «گ» می­تواند به « و » دیگر شود. چنین می­ نماید که وراستان درست همان گرجستان در زبان ارمنی است.

   معنی « های » بر بنده روشن نیست؛ امّا، هایاستان ( با « ا » میانوند پس از های) درست همان ارمنستان است.

   پسوند جایگاه ستان در نام­ های بروستان بوشهر، اسکستان کلور (اردبیل)، سروستان فارس، چنارستان ایذه، اردستان سپاهان، دارستان کرمان، کردستان، لرستان، سیستان، . . . دیده می­ شود.

2- نوراشِن : نام یک شهر و چهار روستا در جاهای گوناگون ارمنستان است. پسوند جایگاه شن بررسی شد.

3- کارمیروانک : نام بنایی باستانی در استان شیراک ارمنستان است. چنین می ­نماید که «وانک» همان پسوند جایگاه وان است. وانک در ارمنستان محلّ تحصیل علوم دینی را گویند؛ از همین دسته است: نورواراگاوانک (بنایی تاریخی در استان تاووش)، گاگاوانک (صومعه­ ای در تاووش)، گوشاوانک (بنایی در تاووش)، سواناوانک (کلیسایی در گگارکونیک)، نورا وانک (بنایی تاریخی در وایوتس زور)، واهاناوانک (کلیسایی در سیونیک).

4- جاجور : نام روستایی در استان شیراک ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر جا (= جایگاه) و جور (در زبان ارمنی به معنی آب) پدید آمده است. پیشوند جا در نام جاهوک (رودی در وایوتس زور) نیز دیده می­ شود.

5- گیومری : نام مرکز استان شیراک است. پسوند ری در این نام در پارسی به معنی درخشان است و در نام ­های شهر ری و گنز ری خدا­آفرین دیده می­ شود. نیز، پسوند ری در نام ­های استان لوری، لوری بِرد (بنایی تاریخی در لوری)، کاری (دریاچه ­ای در آراگاتسون)، مِغری (یا مگری- نام شهری در سیونیک) دیده می­ شود.

6-  متساوان : نام روستایی در استان لوری است. پسوند جایگاه وان بررسی شد. همچنین «وان» در نام­ های وانادزور (مرکز لوری)، بِرداوان (بنایی تاریخی در تاووش)، یِرِوان یا ایروان (تختگاه ارمنستان)، جوجه وان (روستایی در تاووش)، ایجِوان (مرکز تاووش)، چارِنزاوان (شهری در کوتایک)، اُهاناوان (روستایی در آراگاتسون) دیده می­ شود.

7- آزات آموت :  نام روستایی در استان تاووش است. آزات، همان واژه­ ی آزاد فارسی در زبان ارمنی است. در ایران، اَلَموت نام یک بخش و یک رود در استان قزوین است و پیداست بخش پایانی هر دو نام یکسان هستند. یکی از نویسندگان، الموت را از دو بخش اَلَه (به معنی عقاب) و آموت (به معنی آشیانه) گزارش کرده بود؛ امّا بنده در درستی سخن ایشان داوری نمی­ کنم. نام «نور آموت» (روستایی در لوری) نیز همین پسوند را دارد.

8- خوراکِرت : نام صومعه ­­ای تاریخی در استان لوری است. همچنان که گفته شد کرت یا کرد یا گرد به معنی ساختن هستند. نام­ های نوراکِرت (روستایی در گگارکونیک)، شیشکِرت (روستایی در سیونیک) نیز همین پسوند را دارند.

9- تومانیان : نام روستایی در استان لوری است. پسوند جایگاه یان در بسیاری نام­ ها در ارمنستان روان است؛ از آن میان است: نویِمبریان (شهری در تاووش) و آبوویان (شهر کوچکی در کوتایک) !

10- دژارسار :نام کوهی در استان تاووش است. پسوند جایگاه سار در نام کوه باگاتسار (کوهی در سیونیک) نیز دیده می­ شود.

11- کوتاکان : نام روستایی در استان گگارکونیک است. پسوند جایگاه کان در نام ­های بوجاکان (روستایی در کوتایک) و بیوراکان ( روستایی در آراگاتسون) نیز دیده می­ شود؛ در نام کاچیک ( روستایی در وایوتس زور) نیز، شاید کا، کوتاه شده­ ی کان باشد.

12- آختامار : بنایی تاریخی در استان گگارکونیک است. پسوند جایگاه مار پیشتر بررسی شد.

13- آگوِران : نام روستایی در استان کوتایک است. پسوند جایگاه ران در نام آپاران (نام شهری و دریاچه­ ای درآراگاتسون) نیز دیده می­شود.

14- کاپوتان : نام روستایی در استان کوتایک است. پسوند جایگاه تان در نام وُرُتان (نام رودی و کوهی در سیونیک) و با اندک دگرگونی، به گونه­ ی تون در نام زنگاکاتون ( روستایی در وایوتس زور) دیده می­ شود.

  پسوند جایگاه تان در ایران در نام­ های مورتان آشار (بلوچستان)، گتان جاسک، مولتان زابل، یاتان همدان، کپوتانی بنت (بلوچستان)، مسکوتان اسپکه (بلوچستان) و به گونه­ ی کوتاه شده در نام­ های کارتا ایذه، چارتا دزفول و به گونه­ ی تون در نام تون (نام پیشین شهر فردوس خراسان) دیده می­ شود.

15- کوچک : نام روستایی در استان آراگاتسون است. چنین می­ نماید که «کو» در این نام کوتاه شده ­ی «کوه» است. پیشوند کو در ایران، در نام­ های کوخان سقّز، کوران سراوان، کوشان ایرانشهر، کوگان خرّم آباد، کوزان خوی، کویان آباده، کومان خدا­آفرین، کوجان اهر، کورزق خدا­آفرین دیده می­ شود.

16-  آرماویر :نام یک استان و نام مرکز آن در ارمنستان است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر آرما (= ارمان = ارمنی) و ویر (در ارمنی به معنی پهلوان یا مرد) پدید آمده و روی­ هم به معنی پهلوان ارمنی است.

17- واگارش آپات : نام روستایی در استان آرماویر است. آپات همان آباد فارسی است که پیشتر بررسی شد.

18- اچمیادزین :  کلیسای بزرگ اچمیادزین آوازه­ ی جهانی دارد. پسوند جایگاه زین­­- که دگرگون شده­ ی زان است – در ایران در نام­ های اَرَزین خدا­آفرین و گورزین قشم دیده می ­شود.

19- هِرمون : نام روستایی در استان وایوتس زور است. چنین می­ نماید این نام از دو بهر هِر (؟) و مون (= مان = پسوند جایگاه) پدید آمده است. پسوند مان در نام­ های کرمان، کومان کلیبر، مومان قصرقند، دیرمان تلنگ (بلوچستان) دیده می­ شود.


* * *


در پایان گفتار، یادآوری چند نکته بایسته است:

  نخست اینکه، شماری اندک از نام­های پارسی ارمنستان، در این گفتار واکاوی شد و پندار اینکه شمار چنین نام­هایی محدود به این نام­هاست، نادرست می­باشد.

   دو دیگر اینکه نام کهن روستا یا شهر، ارزش برابر دارند و بزرگ و باارزش بودن یک شهر، بر ارزش زبان شناختی نام نمی­ افزاید؛ زیرا که پیداست آبادی­ های کهن همگی خُرد بوده­اند و در گذر زمان، با افزوده شدن بر اهمّیت و ارزش، یکی بزرگ شده و دیگری، خُرد مانده است.

   سه دیگر اینکه، در گذر زمان، بسیاری از نام­ های تاریخی ارمنستان، به ویژه در بیرون از خاک ارمنستان کنونی و برای نمونه، در خاک ترکیه، آگاهانه دیگر شده­ اند (برای نمونه، آرارات را آغری داغی نام داده ­اند) تا شناسنامه و هوّیت خویش را از دست بدهد و برای پژوهش درباره چنین نام­ هایی، بررسی و گفتاری دیگر بایسته است.

 چهارم اینکه، چون در چند روز کوتاهِ رهسپاری در ارمنستان، زمان آن نداشتم که از یکایک جاهایی که نامشان را بررسی کردم، بازدید کنم، خستو هستم که شاید برخی از معنی­ هایی که برای نام­ های جغرافیایی پیشنهاد کرده ­ام با واقعیت جغرافیایی و بومی، همخوانی نداشته باشد.

 در پایان، از استاد فرزانه، دکتر فریدون جنیدی- که در نگارش این گفتار راهنمایی ­های ارزنده­ ای کردند- و همچنین از آقای یونس سربازی – که در یافتن شماری از شاهد نام ­های جغرافیایی یاری کردند- سپاسگزاری می­ کنم.

 *****************************************************************************************************

آبشخورها:

1-     گزارشی پیرامون نام کرمان نوشته­ ی فریدون جنیدی -  درکتاب کرمان­شناسی -  به کوشش محمدعلی گلاب ­زاده 

2-    پژوهشی درباره­ نام دلیجان – دیباچه ­ی فریدون جنیدی بر کتاب تاریخ و فرهنگ دلیجان – نوشتۀ حسین صفری 

3-    نام شهرها و دیه ­های ایران – نوشتۀ زنده یاد میر احمد کسروی تبریزی – نشر فردوس – 1379 


دکتر داریوش افروز اردبیلی

1395/6/17

 



[1]- برای آگاهی بیشتر، بنگرید به : دیباچه دکتر فریدون جنیدی بر کتاب « تاریخ و فرهنگ دلیجان- نوشته ی حسین صفری – نشر بلخ - 1382»

[2] - واسپوهر  (کوتاه شده­ی آن واسپور)، همچنین ویسپدر در زبان پهلوی برابر با شاهزاده است. بر این بنیاد نام « واسپورگان» شهر، یا جایگاه شاهزاده است.

[3] - بخش نخست این نام، نزدیکترین گونه به واژه­ ی اوستایی hManvraX  XarvNaMh است.


  • بنیاد نیشابور